به خورشید سلام می‌کنم  


وبلاگ شخصی نفیسه نواب‌پور
یک نوشته‌ی کوتاه
یادتون باشه اگه یه خانوم حامله همراهتون بود، اگه حتی پشت بهش کنید و دود سیگارو سمت هواکش بدید، حتی اگه تو بالکن برید و لای درو باز بذارید، بوی دود اذیتش می‏کنه. اگه سیگارو پشت در خاموش کنید و بعد به اتاقش برید بازم بوی نفستوت اذیتش می‏کنه. حتی از جلوی در اتاقش که بگذرید اذیت می‏شه. اگه چیزی بهتون نگفت فکر نکنید همه جور ملاحظه کردید. اون بهرحال فهمیده شما سیگار می‏کشید. نفسش تنگ می‏شه. با حالت عادی فرق می‏کنه.
حرفی از جایی
سپیدار، برگت سپید به تاریکی نگاه می کند
موی مادر من هرگز سپید نشد
قاصدک، اوکرایین چقدر سبز است
مادر زرین موی من به خانه نیامد
ابر پر باران، چشمه ها را تشنه میگذاری ؟
مادر خاموش من برای همه اشک می ریزد
ستاره‌گرد، توروبان‌طلایی‌رابه‌دورخودحلقه‌میکنی
قلب مادر مرا سرب از هم درید
در چوب بلوطی، توراچه کسی از پاشنه درآورد؟
مادر ظریف من نمی تواند به خانه بیاید .

پل سلان ...بیشتر
بایگانی ماهانه

هوای تازه

گاه گاهی می شود در سرزمین قاصدک ها چند روزی ماند
گاه گاهی می شود خوابید و خواب آسمان را دید
گاه گاهی می شود با خاطرات ساده دل خوش کرد

می شود با یک گل خشکیده عاشق شد
می شود با یک ترانه ساعتی رقصید
می شود با سبزی برگ درختان تازه شد، خندید

می شود با هر پرنده گفتگویی کرد
می شود با ساحل سنگی صمیمی بود
می شود حتی میان آب دریا دست و پایی زد

گاه گاهی باید از پروانه راز گریه را پرسید
باید از رگبارها افسانه های تازه ای آموخت
باید حتی عشق را رنگ و جلای تازه ای بخشید

گاه گاهی دل هوای تازه می خواهد

برچسبها:

تاریخ ارسال: Sunday، June 05، 2005

© Nafiseh Navabpour
نقل مطلب با اشاره به لینک مستقیم مجاز است.
در تنهایی ما همیشه یا جای کسی خالی‌ست، یا نبودن کسی غنیمت است.
خانه‌های آشنا
نشریه‌ها
کتابخانه‌ها
وبلاگ دوستان
پلهای ارتباطی