نقطهی پایان کجاست؟ هر نامهای را باید بالاخره جایی تمام کرد. هر کتابی صفحهی آخر دارد. هر فیلمی تمام میشود. اما آیا واقعن نقطهی پایان وجود دارد؟ همیشه میشود به شعر یا قصهای برگشت و ویرایشش کرد. همیشه میشود چیزی را روی تابلوی نقاشی تغییر داد. اما آیا به زندگی هم میشود برگشت؟ تا وقتی نقطهی پایانی نگذاشته باشی و از آنچه بودهای فاصله نگرفته باشی آیا اشکالی میبینی که به فکر رفع کردنش بیفتی؟ گاه سرخوشی مستانهی پایان گرفتن کاری اشتباهی تلقی میشود رفع شدنی. نقطههای پایان را واقعن کجاها باید گذاشت؟
حرفی از جایی
سپیدار، برگت سپید به تاریکی نگاه می کند
موی مادر من هرگز سپید نشد
قاصدک، اوکرایین چقدر سبز است
مادر زرین موی من به خانه نیامد
ابر پر باران، چشمه ها را تشنه میگذاری ؟
مادر خاموش من برای همه اشک می ریزد
ستارهگرد، توروبانطلاییرابهدورخودحلقهمیکنی
قلب مادر مرا سرب از هم درید
در چوب بلوطی، توراچه کسی از پاشنه درآورد؟
مادر ظریف من نمی تواند به خانه بیاید .