به خورشید سلام می‌کنم  


وبلاگ شخصی نفیسه نواب‌پور
یک نوشته‌ی کوتاه
نی‏نی کوچولوی درون تنم خیلی بزرگتر از ده سانتی‌متر نیست. با اینحال گاهی با اعلام حضورش متحیرم می‌کنه. اوایل چیزی شبیه چرخش ماهی تو یه محفظه‌ی لاستیکی حس می‌کردم. بعد کم‌کم می‌فهمیدم که چیزی از درون، به دلم فشار می‌ده. حالا گاهی ضربه‌هایی حس می‌کنم.
هفته‌ی پیش یه عمل کوچیک بخاطر نی‏نی انجام دادم. با هم بیهوشمون کردن و با هم بهوش اومدیم. توی دستم سرم بود و جاش درد می‌کرد. ناراحت و کلافه بودم. خسته بودم. تشنه بودم. گشنه بودم. پشتم درد گرفته بود رو تخت. نی‏نی کوچولو هم اون روز بی‌تابی می‌کرد. هیچ وقت به اندازه‌ی اون روز تکون نخورده بود. مدام دلمو از تو فشار می‌داد. می‌چرخید. به پوستم ضربه می‌زد. بی‌تابی‌ش اونقد بود که فهمیده بودم از چیزی ناراحته. حالم که بهتر شد، حال اونم بهتر شد. حالا آروم‌تره و دوتایی با هم زندگی می‌کنیم. اولین بار بود که حضور مستقلش رو اونطور حس کردم. حیرت انگیز بود.
حرفی از جایی
سپیدار، برگت سپید به تاریکی نگاه می کند
موی مادر من هرگز سپید نشد
قاصدک، اوکرایین چقدر سبز است
مادر زرین موی من به خانه نیامد
ابر پر باران، چشمه ها را تشنه میگذاری ؟
مادر خاموش من برای همه اشک می ریزد
ستاره‌گرد، توروبان‌طلایی‌رابه‌دورخودحلقه‌میکنی
قلب مادر مرا سرب از هم درید
در چوب بلوطی، توراچه کسی از پاشنه درآورد؟
مادر ظریف من نمی تواند به خانه بیاید .

پل سلان ...بیشتر
بایگانی ماهانه

روزهای می 1968

سلاحی ندارم، جز این قانونی که نمی‏خواهم به آن تن دهم،
که فراموش کرده خیابان خانه‏ی من است
سلاحی ندارم، جز زندگی‏ام که در هم کوفته شد
و مالامال از چهره‏ی قربانیان است
سلاحی ندارم جز چشم‏های اشکبارم،
در شب‏های سرد ماه می،
زیر فشار قوانین.
بین دیوارها سرگشته‏ام و دور خود می‏گردم،
شعارهای کهنه می‏گویند: زمین حق شماست
صدا لهیده‏ام می‏کند
حنجره‏ام به درد آغشته اما آتش‏بار است
زاده‏ی این تیرگی‏ام
از نهایت قلبم
آزادی را به فریاد می‏خوانم.

شاعر: ناشناس
ترجمه‌ی: نفیسه نواب‌پور

برچسبها:

تاریخ ارسال: Saturday، June 20، 2009
Anonymous sad نوشته: (2/7/09 3:29 PM)
...  

_______________________________

Anonymous ... نوشته: (2/7/09 3:36 PM)
...  

_______________________________

Anonymous m.darya66 نوشته: (1/10/09 3:54 PM)
yek bar ba khanomi ba hamin nam dar paris molaghat dashtam harchand besyar kootah.hal nemidanam in haman ast ke man didam ya man dochare tavahom shodeam..begzarim shearha be del neshast ke har oryani be del mineshinadvaghti zehniat ra faryad mizani eyniate talkhe zendegi khod be deldariye shaer barmikhizad paaydar bemanid va pouzesh mara ghaboul konid agr parsi naneveshtam bedroud  

_______________________________

ارسال يک نظر


© Nafiseh Navabpour
نقل مطلب با اشاره به لینک مستقیم مجاز است.
در تنهایی ما همیشه یا جای کسی خالی‌ست، یا نبودن کسی غنیمت است.
خانه‌های آشنا
نشریه‌ها
کتابخانه‌ها
وبلاگ دوستان
پلهای ارتباطی