از فیلتر شکن استفاده نمیکنم. آخه من که کار خاصی ندارم. صبح اول وقت میام ایمیلها رو با اوتلوک چک میکنم، صفحهها رو با گوگلریدر دنبال میکنم، پیغامها رو توی فیسبوک دنبال میکنم و تموم. فوقش چیزی بخوام سرچ کنم هم اونقدر صفحه باز میشه که بسته بودن چندتاشون لطمهای به کارم نزنه. دانشمندم فیلترشکنی که برای دانلود مقالهها ازش استفاده میکنه رو امتحان کرد که جواب نمیداد. بعضی ژورنالهای علمی هم آخه مجاز به حساب نمیان.
صبح روز بعد با پیغامی که چندتا لینک ورود به فیسبوک برام داشت به وجد اومدم. لینکها خوب کار نمیکردن ولی تا عصر نکشید که همه چی حل شد. دیشب تا حدود سه صبح بیدار بودیم و فیلترشکنهای مختلف رو امتحان میکردیم. یه چیز ساده و خوب نگه داشتم که استفاده کنم تا وقتی براش مشکلی پیش نیومده.
متاسفم بخاطر اینکه یکی دو روز سرگرم چنین ماجرایی شدیم. بخاطر انتخابات یا بخاطر هرچیز دیگه، همیشه وقت و انرژی مردم به بازی گرفته میشه. این چه جور مدیریته که ضرر به دیگران میزنه؟ عوض اینکه چیزی بهتر بشه، با سنگ زدن به مردم، با پا گذاشتن روی حقوق مردم، کشمکشها رو پیش میبرن.
دانشمندم با حالت بچهای که شیطنت کرده باشه بهم گفت که با فیلترشکنهای جدید چطور اعتبار دسترسی به ژورنالهاش رو چک کرده که شاید بتونه فرصت بیشتری برای دانلود مقالههایی که بخواد به دست بیاره و البته نتیجهی خوبی نگرفته. فکر کردم فیسبوک رو روی این آدم میبندند؟ فیلترها رو برای این آدم میذارن؟ برفرض هم که کسی بخواد خودش رو از طریق اینترنت به باد بده، مگه ممکنه همه رو به بهشتی فرستاد که برای اثبات وجودش به فرضیهها تکیه میکنیم؟
برچسبها: خاطره
.jpg)