1
پاریس، هرگز
چون امشب سرخ نبوده.
در این سه روز
رویاها بر برانکاردها رفتهاند
رویاهایی که مرا سرپا نگه میداشتند
و با انفجار نارنجکها
نورافشان میشدند.
2
بابای خوبم
تو هرگز چیزی که من هستم نبودهای
رنجم را بکاه!
گوشت، رواندازها...
در آتش میسوزم
شبیه آتش گرفتن سیگار.
باد
و گرسنگی،
مدام به من میگویند که آزادم.
آزادم از تو،
سرورم.
3
رفیق،
از من میپرسی که چرا سنگر میسازیم
به تو جواب میﺩهم، رفیق:
مرگ چون قطاری از خیابانها میگذرد
در هر تقاطع
هزارها سایه از مرگ ما را میپایند.
نامشان:
پول
اتم
سیاست
استثمار
بردگی
بیعدالتی.
نشانشان چماق است
نیرویی که ما را از هم میپاشد.
سنگر ما، فریاد اعتراض ماست
جنگ ما، نبرد روز است با شب
آزادی به کار نوشتن جهد ماست
بیا رفیق،
به سنگرهای ما ملحق شو
خورشید در دستان ما میدرخشد.
شاعران: ناشناس
ترجمهی: نفیسه نوابپور
تاریخ ارسال: Saturday، July 25، 2009
پاریس، هرگز
چون امشب سرخ نبوده.در این سه روز
رویاها بر برانکاردها رفتهاند
رویاهایی که مرا سرپا نگه میداشتند
و با انفجار نارنجکها
نورافشان میشدند.
2
بابای خوبم
تو هرگز چیزی که من هستم نبودهای
رنجم را بکاه!
گوشت، رواندازها...
در آتش میسوزم
شبیه آتش گرفتن سیگار.
باد
و گرسنگی،
مدام به من میگویند که آزادم.
آزادم از تو،
سرورم.
3
رفیق،
از من میپرسی که چرا سنگر میسازیم
به تو جواب میﺩهم، رفیق:مرگ چون قطاری از خیابانها میگذرد
در هر تقاطع
هزارها سایه از مرگ ما را میپایند.
نامشان:
پول
اتم
سیاست
استثمار
بردگی
بیعدالتی.
نشانشان چماق است
نیرویی که ما را از هم میپاشد.
سنگر ما، فریاد اعتراض ماست
جنگ ما، نبرد روز است با شب
آزادی به کار نوشتن جهد ماست
بیا رفیق،
به سنگرهای ما ملحق شو
خورشید در دستان ما میدرخشد.
شاعران: ناشناس
ترجمهی: نفیسه نوابپور
برچسبها: شعرترجمه