به خورشید سلام می‌کنم  


وبلاگ شخصی نفیسه نواب‌پور
یک نوشته‌ی کوتاه
یادتون باشه اگه یه خانوم حامله همراهتون بود، اگه حتی پشت بهش کنید و دود سیگارو سمت هواکش بدید، حتی اگه تو بالکن برید و لای درو باز بذارید، بوی دود اذیتش می‏کنه. اگه سیگارو پشت در خاموش کنید و بعد به اتاقش برید بازم بوی نفستوت اذیتش می‏کنه. حتی از جلوی در اتاقش که بگذرید اذیت می‏شه. اگه چیزی بهتون نگفت فکر نکنید همه جور ملاحظه کردید. اون بهرحال فهمیده شما سیگار می‏کشید. نفسش تنگ می‏شه. با حالت عادی فرق می‏کنه.
حرفی از جایی
سپیدار، برگت سپید به تاریکی نگاه می کند
موی مادر من هرگز سپید نشد
قاصدک، اوکرایین چقدر سبز است
مادر زرین موی من به خانه نیامد
ابر پر باران، چشمه ها را تشنه میگذاری ؟
مادر خاموش من برای همه اشک می ریزد
ستاره‌گرد، توروبان‌طلایی‌رابه‌دورخودحلقه‌میکنی
قلب مادر مرا سرب از هم درید
در چوب بلوطی، توراچه کسی از پاشنه درآورد؟
مادر ظریف من نمی تواند به خانه بیاید .

پل سلان ...بیشتر
بایگانی ماهانه

شاید گاهی

زبانم را بریده‏اند
به جرم اینکه گفته‏ام          دوستت دارم
روی تنم داغ داغ          رد بوسه‏هایت را سوزانده‏اند
استخوان پاهایم را شکسته‏اند

چشم‏هایم را هنوز کور نکرده‏اند
که در بیداری رویایی از تو نبینم
گوش‏هایم را کر نکرده‏اند          که نحس‏هایشان را بشنوم
دست‏هایم را اسیدسوز نکرده‏اند          که به کارشان بگیرند

با غنیمت دست‏هایم می‏نویسم
با غنیمت چشم‏هایم می‏بینم
با غنیمت گوش‏هایم می‏شنوم

گاهی          شاید گاهی          فرصتی باشد برای دوست داشتن.

برچسبها:

تاریخ ارسال: Monday، September 21، 2009

© Nafiseh Navabpour
نقل مطلب با اشاره به لینک مستقیم مجاز است.
در تنهایی ما همیشه یا جای کسی خالی‌ست، یا نبودن کسی غنیمت است.
خانه‌های آشنا
نشریه‌ها
کتابخانه‌ها
وبلاگ دوستان
پلهای ارتباطی