۱۴۰۴/۱۱/۱۴

خدا در بهشت مرده بود


شعر از: استفن کرین

ترجمه: نفیسه نواب پور

------------------------------


خدا در بهشت مرده بود؛

فرشتگان نوحه‌ی آخرالزمان می‌خواندند؛

باد بنفش ناله کنان می‌گذشت،

از بالهاشان، قطره قطره خون بر زمین می‌ریخت.

آن چیز، همان که مویه می‌کرد

سیاه شد و غرق شد.


سپس

از غارهای دور انباشته از گناهان از یاد رفته

دیوهایی بیرون آمدند

از شهوت به مرز جنون رسیده بودند.

به جان هم افتادند و بر سر دنیا جنگیدند، حتی برای لقمه‌ای.


از هر غمی اما غمگین‌تر این بود:

بازوهای زنی سعی می‌کرد

سر مردی خوابیده را محافظت کند 

تا از چنگال آخرین دیو نجاتش دهد.