۱۳۸۸/۰۸/۱۵

ماهی

جست می‏زنم توی تور
صید امروزت، تنها من نیستم
در کاسه‏ی دستانت بی‏تابم
تنم داغ می‏شود
آب را ذره ذره می‏چشانی‏ام
بی‏هوش و حال
به عمق آب پرت می‏شوم
قایق‏ات را دنبال می‏کنم
دور می‏شوی
نمی‏رسم

چند هفته بعد...
دوباره با قایق‏ات می‏رسی
می‏خزم میان تور
صید روزت، تنها من نیستم.

نگاه

مو
لای سینه‏بند تمام زنان گیر می‏کند
پستان‏هایشان را قلقلک می‏دهد
می‏خندند.

پستان‏های زیبایت را عریان کن
من
فقط نگاه می‏کنم.

۱۳۸۸/۰۸/۰۱

یاد

شعر از: راینر ماریا ریلکه
به فارسیِ نفیسه نواب‌پور
----------------------------------------

چطور می‏‌شود
زندگی شیرین گذشته را بازشناخت؟
شاید در نقش‏‌های کف دستم
پیدا باشد

در این خطوط و چین‌‏هایی
که وقتی مشتمان را
بر هیچ می‏‌بندیم
حفظشان می‌‏کنیم.

۱۳۸۸/۰۷/۲۷

نوازش

شعر از: راینر ماریا ریلکه
به فارسیِ نفیسه نواب‌پور
----------------------------------------

در حسرت یار
تمام شب بیدارم،
نوازشی کوتاه
بر آسمان درخشان می‏‌گذرد.

اینگونه است جهان
نیرویی اولیه
مادر را
عاشق تمام آنچه از دست داده می‏‌کند.

۱۳۸۸/۰۷/۰۹

پنجره

روزی دوبار سراغ پنجره می‏روم
صبح‏ها که بازش می‏کنم
شب‏ها که می‏بندمش

شمعدانی پیر ولی از حق‏اش نمی‏گذرد
حساب رفت و آمد تمام همسایه‏ها را دارد.