۱۳۹۱/۰۳/۲۳

تو ساقه‌ی علف

شعر از: ماری-کلر بانکوار
ترجمه از:‌ نفیسه نواب‌پور
----------------------------------------

تو ساقه‌‌ی علف
تو، گیاهی و در سر بذر بسیار داری
که بر حسب اتفاق در گلدانی جوانه زدی، بر بالکنی،
در حیرتم از تو و دل بسته‌‌ام به حضورت.

وحشی
پر راز و رمز
از زمین بزرگی حکایت می‌‌کنی که تو را پرورده ا‌ست

زمینی که بر آن شهرنشین شده‌‌ام
کتاب‌‌هایم را بر قفسه‌‌ها می‌‌چینم
و قدم بر خستگی‌‌هایش می‌‌گذارم
بر تاریخچه‌‌ی کهنش.

اصل ما یکی‌ است:
عطر شیره‌‌ی تو.

آن وقتی که بابل هنوز ساخته نشده بود
ما هم.

حتی پیشتر از آدم و حوا.

هر چیزی ممکن است.